هزینه هر تماس بی‌پاسخ را حساب کرده‌اید؟

رتبه: 0 ار 0 رای sssss
تماس های بی پاسخ

یک آژانس دیجیتال مارکتینگ در تهران ماهی ۸۰ میلیون تومان برای تبلیغات می‌پردازد و روزی ۲۰ تماس ورودی می‌گیرد. مدیرش مطمئن است بازاریابی خوب کار می‌کند. اما وقتی از او پرسیدند از تماس‌های سه هفته پیش چند مورد پیگیری دوم داشته‌اند، جوابی نداشت. مشکل او کمبود سرنخ نبود؛ نداشتن حافظه بود.

سرنخ کجا گم می‌شود؟

سرنخ به‌ندرت با یک «نه» صریح از دست می‌رود. معمولاً در فاصله بین تماس اول و تماس دوم ناپدید می‌شود. مشتری زنگ می‌زند، کارشناس توضیح می‌دهد، طرف می‌گوید «بررسی می‌کنم و خبر می‌دهم» و همین‌جا پرونده عملاً بسته می‌شود.

کسی قرار نبود این پرونده را ببندد. فقط هیچ‌کس مسئول بازکردن دوباره‌اش نبود. اسم مشتری روی کاغذ یادداشت شد، شماره‌اش در تاریخچه تماس ماند و شرح مکالمه در ذهن کارشناس. سه روز بعد، آن ذهن مشغول ۴۰ مکالمه جدید است.

در شرکت‌های ۱۰ تا ۲۰۰ نفره ایرانی، این الگو تقریباً همه‌جا تکرار می‌شود. تفاوت شرکت‌ها در تعداد سرنخ نیست، در نرخ فراموشی است. جایی که ثبت مکالمه به عادت شخصی کارشناس واگذار شده، فراموشی قطعی است، فقط مقدارش معلوم نیست.

عددش را با هم حساب کنیم

فرض کنید ماهی ۳۰ میلیون تومان خرج جذب می‌کنید و ۱۵۰ تماس ورودی می‌گیرید. هزینه هر سرنخ می‌شود ۲۰۰ هزار تومان. اگر ۳۰ درصد این تماس‌ها هرگز پیگیری دوم نبینند، یعنی ۴۵ سرنخ، شما ۹ میلیون تومان را دور ریخته‌اید. این عدد فرضی است، اما جای اعداد خودتان را در آن بگذارید.

ماجرا اینجا تمام نمی‌شود. اگر نرخ تبدیل شما ۱۰ درصد باشد، آن ۴۵ سرنخ حدود ۴ فروش از دست‌رفته است. بحث CRM چیست؟ از همین‌جا شروع می‌شود؛ جایی که پیگیری سرنخ دیگر به یادداشت شخصی وابسته نباشد و هر مرحله قیف فروش در یک پایگاه داده مشتریان ثبت شود. تعریف کامل مدیریت ارتباط با مشتری بحث جداگانه‌ای است، اما نقطه شروعش همین محاسبه ساده است.

حالا این عدد را در دوازده ماه ضرب کنید. رقمی که به دست می‌آید معمولاً از کل بودجه تبلیغات سالانه شرکت‌های کوچک بیشتر است.

چرا تیم فروش تقصیر ندارد؟

مدیرها ترجیح می‌دهند اسم این وضعیت را «بی‌انگیزگی تیم» بگذارند. اما کارشناسی که روزی ۳۰ تماس می‌گیرد و ابزارش یک فایل اکسل مشترک است، شکست‌خورده به دنیا آمده. او باید همزمان مکالمه کند، تایپ کند و یادش بماند چه کسی هفته بعد باید زنگ بزند.

اکسل یک مشکل ساختاری دارد: به شما یادآوری نمی‌کند. فایل منتظر است شما سراغش بروید. هیچ ستونی در اکسل نمی‌گوید «این مشتری ۱۱ روز است بی‌جواب مانده».

یک کلینیک زیبایی را در نظر بگیرید که سه اپراتور دارد. مراجع دیروز با اپراتور اول درباره قیمت صحبت کرده و امروز اپراتور دوم عدد دیگری می‌گوید. مراجع قطع می‌کند و دیگر زنگ نمی‌زند. این ریزش سرنخ به مهارت فروش ربطی ندارد، به نبود پرونده مشترک ربط دارد.

وقتی داده تماس و داده فروش دو جای مختلف هستند

بیشتر شرکت‌ها دو منبع اطلاعات موازی دارند: تاریخچه تماس در مرکز تلفن و اطلاعات مشتری در یک فایل یا سیستم دیگر. این دو هرگز با هم حرف نمی‌زنند.

نتیجه‌اش این است: می‌دانید ۱۵۰ تماس داشته‌اید، اما نمی‌دانید کدام تماس به کدام معامله تبدیل شده. گزارش‌گیری تبدیل می‌شود به یک روز کار دستی، و چون سخت است، انجام نمی‌شود.

یک فروشگاه اینترنتی لوازم خانگی را مثال بزنیم. مشتری برای پیگیری سفارش زنگ می‌زند، کارشناس شماره سفارش را می‌پرسد و مشتری چهار دقیقه معطل می‌ماند. همین چهار دقیقه، هم رضایت را پایین می‌آورد و هم ظرفیت پاسخ‌دهی را می‌سوزاند. اطلاعات وجود داشت، فقط سر جای درست نبود.

چک‌لیست: وضعیت شرکت خودتان را بسنجید

نشانه

وضعیت

نمی‌دانم هر کارشناس دقیقاً چند پرونده باز دارد

بله / خیر

گزارش تماس‌های منجر به فروش بیش از یک روز کار می‌برد

بله / خیر

مشتری‌ها از تماس تکراری یا اطلاعات متناقض گلایه دارند

بله / خیر

با رفتن یک کارشناس، مشتریانش هم عملاً می‌روند

بله / خیر

هیچ سیستمی یادآوری پیگیری را به من اطلاع نمی‌دهد

بله / خیر

نمی‌توانم بگویم هزینه جذب هر سرنخ چقدر است

بله / خیر

اولین قدم عملی چیست؟

پیش از خرید هر ابزاری، دو هفته دست‌نگه دارید و یک تمرین انجام دهید. تمام تماس‌های ورودی را در یک فایل ساده با چهار ستون ثبت کنید: تاریخ، نام، موضوع، تاریخ پیگیری بعدی. همین.

بعد از دو هفته ستون آخر را نگاه کنید. تعداد ردیف‌هایی که تاریخ پیگیری‌شان گذشته و هیچ اتفاقی نیفتاده، عدد واقعی ریزش شما است. این تمرین به شما نشان می‌دهد مشکل چقدر بزرگ است، بدون اینکه ریالی خرج کنید.

نکته اینجاست که این فایل در مقیاس ۲۰ نفر کار نمی‌کند. تمرین دو هفته‌ای فقط ابعاد مسئله را روشن می‌کند. بعد از آن به سیستمی نیاز دارید که ثبت را از حافظه انسان جدا کند و خودش یادآوری بفرستد.

نقطه اتصال تلفن و پرونده مشتری

جایی که این چرخه واقعاً بسته می‌شود، اتصال مرکز تلفن به پرونده مشتری است. وقتی تماس ورودی می‌رسد، سابقه آن شماره باید قبل از برداشتن گوشی روی مانیتور بیاید. کارشناس دیگر نمی‌پرسد «شما قبلاً تماس گرفته بودید؟».

نواتل، مرکز تلفن ابری و CRM را در یک بستر ارائه می‌دهد، به این دلیل که ثبت تماس بدون رکورد مشتری ارزش تحلیلی ندارد. هر تماس خودش یک ردیف در پرونده می‌سازد و پیگیری‌نشدن قابل مشاهده می‌شود.

اگر مرکز تلفن فعلی‌تان را نگه می‌دارید هم اشکالی ندارد. معیار انتخاب فقط یک چیز است: آیا این سیستم به شما می‌گوید کدام سرنخ رها شده یا نه.

جمع‌بندی

قبل از افزایش بودجه تبلیغات، یک بار نرخ ریزش سرنخ‌های فعلی را حساب کنید. احتمالاً بازدهی پوشاندن این سوراخ بیشتر از دو برابر کردن تبلیغات است.

از همان تمرین چهار ستونی شروع کنید. عددی که به دست می‌آورید، تصمیم بعدی را برایتان روشن می‌کند و دیگر نیازی نیست کسی شما را قانع کند.

برچسب : ترفند
profile name
سریع آسان

بخندید کتاب بخونید و خوب باشید تا جامعه مون به آرامش برسه. لطفا ! هر سوالی دارید در بخش نظرات مطرح کنید. ما یا سایر هموطنان عزیز پاسخ خواهیم داد. برای کمک به سایت ما و گسترش آموزش در بین هموطنان، در سایتها، وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی لینک سایت ما را درج کنید.

مطالب پیشنهادی برای شما

دیدگاهتان را بنویسید

1 2 3 4 5

0 نظر درباره «هزینه هر تماس بی‌پاسخ را حساب کرده‌اید؟»

    هنوز نظری برای این بخش ثبت نشده است
مشاهده همه نظرات
سبد خرید
سبد خرید شما خالی است
× جهت نصب روی دکمه زیر در گوشی کلیک نمائید
آی او اس
سپس در مرحله بعد برروی دکمه "Add To Home Screen" کلیک نمائید